|
پای صحبت مردم
|
|
|
|
||||
|
آنچه که درتعریف تمدن می خوانیم به معنای بهره گرفتن انسان ازطبیعت براساس نیازخودش مانند تهیه لباس ساختن خانه . شکار انسان همه اینها راآموخت تابتواند برروی این زمین خاکی زندکی کندهرچند که همه چیزهای که امروز داریم ازحاصل تلاش وزحمت انسان هاطی سالهای متمادی بوده است چون اندیشه ها اختراعات همه انسانها کم کم برهم انباشته شد وازنسلی به نسلی دیگر منتقل گشت وتمدن بوجود امد حال ارزش این تمدن چیست چراباید ان راپاس داشت امروز من وشما می دانیم که تمدن اقوام ایرانی که به طور حتم هیچگاه جداازفرهنگمان نبوده است بیش از 3000هزارسال ازتمدن دیگرمردمان جلو تربوده است این رامی توانیم اززندگی مردمان ایلام که سالها قبل ازهخامنش درایران می زیسته اند دید تمدن این قوم که دارای خط بودند بروی لوح های گلی برای مابجامانده است اینهانشان دهنده خرد واندیشه مردمانی است که درتاریخ زیسته اند زمان کشف این الواح به سال 1933برمی گردد که دانشگاه شیکاگو برای تحقیق درباره شرق شناسی وارد ایران شد این تیم که باسرپرستی پرفسور هرتسفلد استاد دانشگاه شیکاگو بود درکاوش های خود درتخت جمشید هزارنوع ازآنهاراکشف کرد ودرسال 1934 بااجازه دولت ایران برای تحقیق ومطالعه بیشتر ازایران به امانت گرفت تاآنرابعد تحقیقات به ایران بازگرداندامامثل اینکه بازگشتی درآن وجودندارد چراکه درخردادماه 1385 یک وکیل امریکای به نام دیوید استارچمن درپی دادخواهی قربانیان اسراییل دربیت المقدس درخواست کرد تااین لوح ها به نفع این کشته شدگان به حراج گذاشته شود وتاکنون تلاش سازمان گرشگری به جای نرسیده است سوال اینجاست چراهرجا یهودی کشته می شودپای مسلمانان به میان می اید ایا این یک سوء استفاده نیست کشته شدن چنداسراییلی که معلوم نیست کدام گروه تروریستی خون این بیگناهان راریخته است چه ربطی به اموال امانتی ایران دارد .وچرایهودیان؟ اصل ماجرای چیست ؟ چرااموال ملت ما؟ اگرامروز من وشما باصراحت تمام بهدرپی استرداد آن هستیم بخاطرمستندات تاریخی است که برای نسل مابجامانده است اگرامروز من نوعی مدعی بازپس گیری ان هستم به علت دلایل محکمی که دردست دارم انراطلب می کنم اماآیافکرنسل اینده راکه مادربرابرانان مسئولیم کرده ایم این الواح ازآن مایرانیان است وباید بازگردانده شود بخاطر نسل اینده که دردنیای بدون مرزی می خواهد هویت خودرابشناسد
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 9:41 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لطفآ نامه را کامل بخوانید و در صورت تمایل امضا کرده و به این صفحه لینک دهید.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با توجه به گذشت بیش از یک سوم از فعالیت دولت نهم و با توجه به سوگندی که در صیانت از حقوق مردم و حفظ منافع ملی خوردهاید و وظیفهای که در این باره به عهده گرفتهاید٬ خواهانایم مطابق قانون اساسی٬ پرسشهای زیر را مصرانه٬ پگیرانه و به طور علنی با ریاست دولت نهم٬ آقای احمدینژاد٬ مطرح نموده از ایشان پاسخهای صریح٬ دقیق٬ مستند و به دور از فرافکنی بخواهید: ۱ـ آقای احمدینژاد در سخنرانیهای تبلیغاتی خود٬ در موارد متعددی از حرکت در راستای سند چشمانداز بیست سالهی توسعهی کشور سخن گفتهاند. تاکنون به چه میزان در اجرای این سند موفق بودهاند؟ ۲ـ دولت موظف به اجرای قوانین و مقررات مصوب کشور است. دولت نهم تا چه اندازه در رسیدن به اهداف برنامهی پنج ساله مصوب مجلس شورای اسلامی موفق بوده است؟ ۳ـ اصلیترین شعار آقای احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم٬ اجرای عدالت و کاهش فاصلهی طبقاتی بوده است. با توجه به گرانیهای اخیر ـ خصوصآ در بخشهای غذا و مسکن ـ آیا میتوان دولت را در اجرای شعار عدالت محوری موفق دانست؟ آیا امروز٬ وضعیت معیشتی اقشار کم درآمد بهتر از دو سال قبل است؟ ۴ـ اعطای وامهای ده میلیون تومانی مسکن ـ که با سر و صدا و تبلیغات فراوان همراه بود ـ در چه مرحلهای است؟ تاکنون چه تعداد از اقشار کمدرآمد کشور موفق به اخذ این وام شدهاند و با توجه به تورم بسیار شدید در بخش مسکن٬ آیا چنین وامی توانسته است گرهای از کار این قشر باز کند؟ ۵ـ یکی از ایراداتی که به دولتهای گذشته وارد شده است٬ سفرهای خارجی اعضای دولت بوده است. لطفآ تعداد سفرهای خارجی آقای احمدینژاد را در این یک سال و اند با کل سفرهای خارجی آقای خاتمی در مدت هشت سالهی ریاست جمهوریشان مقایسه کنید. همچنین میزان تأثیر گذاری هر یک از این سفرها را در بهبود موقعیت جهانی کشور با دورههای قبل مقایسه نمایید و اعلام کنید که کدامها موفقتر بوده اند؟ ۶ـ از مهمترین وظایف دولت٬ حفظ منافع ملی است. سؤال این است: ایراد سخنرانیهای حساسیتبرانگیز٬ خواستار حذف یک کشور شدن٬ اصرار بر انکار واقعهی هولوکاست و برگزاری همایشهای مختلف در این مورد و ... تا چه حد برای ما منفعتآور بوده و تا چه حد برای ملت ما هزینه داشته است؟ این همه آیای باعث ارتقاء موقعیت جهانی ما شده است یا ما را بیش از پیش منزوی ساخته است و شرایطی به وجود آورده که حتا کشورهایی که دوست میپندارشتیم٬ در مجامع مختلف جهانی بر علیه ما رأی میدهند؟ ۷ـ همهی ما معتقدیم که استفادهی صلحآمیز از انرژی هستهای حق همهی ملتهای دنیاست. اما آیا این تنها حقی است که مردم ایران دارند؟ آیا داشتن برق هستهای و تکنولوژی ایجاد آن ارزش تحمل تبعات تحریم و فشار اقتصادی و حملهی احتمالی نظامی را خواهد داشت؟ و آیا این در راستای حفظ منافع ملی کشور است؟ اگر فرض کنیم که هست٬ آیا توقع داریم با وجود تهدید دیگر کشورها به حذف از نقشهی جهانی و ـ خواسته یا نا خواسته ـ نشان دادن چهرهای سایزهجو از ایران در جهان٬ ملتهای دیگر نگران قدرت هستهای ایران نباشند؟ آیا سیاست دشمنسازانهی دولت در رسیدن به این حق مسلم ملت٬ موفق بوده است؟ ۸ـ یکی از شعارهای معروف آقای احمدینژاد٬ مبارزه با مافیای اقتصادی و کوتاه کردن دست این مافیا از اقتصاد کشور بوده است. تا به حال چه مقدار از این شعار محقق شده است؟ آیا با توجه به گذشت بیش از یک سوم از دورهی ریاستجمهوری ایشان٬ میتوان گفت که سیطرهی مافیای اقتصادی مورد نظر ایشان بر اقتصاد کشور به میزان یک سوم کاهش یافته است؟ ظاهراً نه تنها اینگونه نیست که ایشان همهی عدم موفقیت خود در سیاستهای اقتصادی ـ از جمله افزایش قیمت مسکن ـ را نیز به گردن همین مافیای مذکور میاندازد. قرار است دولت بر این مافیا پیروز شود یا هر روز از توطئههای آن بنالد؟ ۹ـ تصمیمات ناگهانی دولت در موارد مختلف هزینههای زیادی بر کشور وارد کرده است در حالی که به اذعان متخصصان امر٬ نتیجهی مورد قبولی هم به دنبال نداشته است. تغییر ساعت بانکها٬ عدم جابهجایی ساعت رسمی کشور در ابتدای سال٬ تعطیل اعلام کردن بینالتعطیلین بعد از عید فطر و ... از این دستاند. این در حالی است که اکثر کارشناسان٬ دولت را از این نوع تصمیمگیریها بر حذر داشتهاند. آیا دولت با توجه به ناموفق بودن چنین تصمیمهایی٬ این روند را ادامه خواهد داد؟ ۱۰ـ آقای احمدینژاد در سخنرانی انتخاباتی خود در سالن شهید چمران دانشگاه تهران٬ اعلام کردند که «در بیست و هفت سال گذشته٬ کشور دچار تهدید بوده است اما تا به حال بحران نداشته است.» (نقل به مضمون) سؤال ما این است: آیا ایشان جنگ هشت ساله را بحران نمیدانند و آن را تنها یک تهدید دیدهاند؟ و آیا اگر نیروهای آمریکا به تأسیسات ما حمله کردند٬ هنوز دچار بحران نشدهایم؟ آیا امکان دارد بحران مورد نظر را برای ما تعریف کنید؟ و در نهایت آیا آسانگیری تهدیدات آمریکا و «جنگ روانی» خواندن آن٬ ریشه در همین تعریف از بحران دارد؟ ۱۱ـ در سخنرانی یاد شده٬ اعلام نمودهاند که «به دولت [خاتمی] گفتیم٬ شما سالانه ۴ میلیارد دلار برای واردات بنزین هزینه میکنید. یک بار ۴ میلیارد دلار به ما [شهرداری تهران] بدهید تا مترو و قطار شهری را توسعه دهیم٬ آن وقت بعد از سه سال٬ شما سالی ۴ میلیارد دلار صرفه جویی خواهید کرد» (نقل به مضمون). سؤال ما از دولت محترم این است: امروز دولت و بودجه در دستان شماست. در این مورد چه کردید؟ چرا هنوز هر ساله مبالغ هنگفتی صرف واردات بنزین میشود و چرا هنوز متروی تهران تکمیل نشده است؟ ۱۲ـ ایشان در همان سخنرانی اعلام کردهاند که «مازاد درآمد نفت [بخوانید حساب ذخیرهی ارزی] باید صرف امور زیر بنایی شود نه صرف امور جاری». دولت نهم تا کنون چقدر از حساب ذخیرهی ارزی برداشته است و چقدر از آن برای امور واقعآ زیر بنایی بوده است؟ ۱۳ـ ایشان اعلام کردهاند که باید هنر و خصوصآ سینما و موسیقی را مورد حمایت قرار داد. از مجلس محترم میخواهیم که در چارچوب یک نظر سنجی بیطرفانه٬ میزان رضایت هنرمندان را از عملکرد دولت ایشان جویا شوند و به موکلین خود اعلام نمایند. ۱۴ـ توجیه دولت نهم در محدود کردن اطلاعرسانی به مراجع مورد حمایت دولت چیست؟ فیلترینگ بیسابقهی سایتها و وبلاگهای اینترنتی٬ اجبار سایتهای اینترنتی ـ خصوصآ سایتهای خبری ـ به گرفتن مجوز (کاری که در هیچ نظام مردمسالاری اتفاق نیفتاده است)٬ بازداشت و بازجویی روزنامهنگاران٬ توقیف روزنامههای مستقل به دست دولت٬ شکایت از روزنامهها و سایتهای منتقد دولت توسط دولت (به صراحت سخنگوی وقت دولت) و ... اتفاقاتی است که در دولت نهم اتفاق افتاده است. آیا چنین عملکردی با مواد قانون اساسی ـ که تصادفآ دولت موظف به اجرا و نظارت بر حسن اجرای آن است ـ منافات ندارد؟
با تشکر
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 13:37 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||