|
پای صحبت مردم
|
|
|
|
||||
|
نکاتی در مورد گزارش جديد البرادعي درباره برنامه هستهاي ايران در بند الف این گزارش چنین آمده است: در حالي كه ايران اعلام كرد به سطح غنيسازي تا ۸/۴ درصد اورانيوم ۲۳۵ رسيده است، بالاتر ين سطح غنيسازي از نمونههاي محيطي گرفته شده تاكنون از سوي آژانس از محتويات آبشارها و تجهيزات مربوطه ۷/۳ درصد است. ایران از یک طرف بزرگنمایی میکند و از طرفی دیگر خطر ساختن بمب هسته ای را تکذیب! مثلا پلوتونیوم یکی از عناصری است که مورد اختلاف است و این اختلاف با نگاهی که جهان نسبت به ایران پیدا کرده (از دسته گل های رئیس جمهور مردمی!) غیر قابل حل است،پلوتونیوم یکی از عناصری است که هم در ساخت بمب اتم هم در آبشار ها کاربرد دارد.بزرگنمایی فرایند غنی سازی یرای توجیح افکار عمومی داخلی و سرپوش گذاشتن به ناکامی در راه اندازی نیروگاه هسته ای است. بند ۱۲: آژانس درخواست توضيح و اجازه براي نمونهگيري از ديگر تجهيزات و مواد مورد استفاده در مركز تحقيقات فيزيك و دسترسي به يكي از روساي سابق اين مركز را داد (GOV/۲۰۰۶/۵۳ پاراگراف ۲۵). اين درخواستها هنوز از سوي ايران پاسخ داده نشده است…. آژانس در مورد استفاده ی این تجهیزات در تولید اورانیوم غنی شده قبل از خرید آن شک دارد و ایران نیز تا امروز اجازه ی بازدید مجدد آژانس را نداده است! مشکل دیگری که هنوز حل نشده: ۱۹. همانطور كه در گزارش پيشين مدير كل در ۲۹ مارس ۲۰۰۷ اشاره شده (GOV/۲۰۰۷/۲۲ پاراگراف ۱۲ تا ۱۴)، ايران به آژانس اطلاع داد كه اجراي متن بخش كلي ترتيبات متمم تعديلشده كد ۳. ۱ درباره فراهم كردن فوري اطلاعات مربوط به طراحي «به حال تعليق درآورده» است. در نامهاي به تاريخ ۳۰ مارس ۲۰۰۷، آژانس از ايران درخواست كرد در اين تصميم خود تجديدنظر كند (GOV/INF/۲۰۰۷/۸). درباره اين مسئله پيشرفتي حاصل نشده است. این گزارش البرادعی هم مثل گزارشات قبلی نه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ایران را تکذیب میکند نه تایید: آژانس ميتواند عدم انحراف مواد هستهاي اعلامشده در ايران را اعلام كند. ايران به آژانس اجازه دسترسي به مواد هستهاي اعلام شده را داده و گزارشات محاسبات مواد هستهاي در ارتباط با مواد و تاسيسات هستهاي اعلامشده را ارائه كرده است. از لحاظ فنی این گزارش هیچ پیشرفتی را نشان نمیدهد (اگرچه مواردی چون ویزای بازرسان حل شده است) و نباید انتظار داشت تغییری در روند تحریم ها صورت گیرد.مشکل برنامه هسته ای ایران فقط با همکاری ایران با آژانس حل نخواهد شد،اقدامات اعتماد ساز و عدم حمایت از تروریسم مواردی است که با برنامه هسته ای ایران گره خورده است، آنهم گره کور!
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 16:37 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گمشده ای به نام امنیت ! پسرک داشته از روی پل عابر پیاده میگذشته که یک نفر با چاقو او را تهدید و اقدام به زورگیری میکند. از آن طرف هر چند روز یکبار از اینجا و آنجا میشنویم که موتور سوارانِ کیف قاپ، کیف زنی را از دستش قاپیدهاند که گاه این دزدی منجر به مجروح شدن آن زن نیز شده است! خبرهای مکرر دزدیده شدن و تجاوز وحشیانه به زنان نیز که پای ثابت صفحه حوادث روزنامههاست!
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 16:36 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در چند سال اخیر نام ایران مترادف بحران شناخته شده است و همواره سعی شده تا تمام دنیا را از بی کفایتی و دیکتاتوری جمهوری اسلامی مطلع کنند.رفتار دیپلماتیک ایران این تصور را در ذهن ایجاد میکند که احمدی نژاد سعی در نابودی این حکومت دارد،بحران اخیر دستگیری ۱۵ ملوان انگلیسی و بدرقه گرم مقام ریاست جمهوری از آزادی آنان تناقض جالبی است.اگر ملوانان متجاوزند چرا به دستگاه قضایی کشور تحویل داده نشدند؟ متجاوزین را در کجای دنیا با گل و آجیل و یک دست کت شلوار بدرقه می كنند ؟در حالی که مردم یک شان گرو صفرشان (گذشت آن زمان که هشتمان گرو نه مان بود) است رهبر معضم چک ۲۰ میلیون دلاری برای حزب الله میفرستد و کیک زرد را به خورد مردم گرسنه ایران میدهد.رایحه خوش خدمت فردا مهرورزی جدیدی خواهد کرد و خبر خوش ۴۰۰ میلیون دلاری را اعلام خواهد کرد.خبری که جز خشنودی خود احمدی نژاد و تملق گویان اطرافش هیچ خوشی در ذهن خسته مردم ایجاد نخواهد کرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 16:33 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قيمت نان :تا ...........تومان درحالي كه ايران توليدكننده گندم است وحتي صادرميكند وطبق گفته دولتمردان به خودكفايي درتوليدگندم رسيده ايم پس چرا؟قيمت نان هر چند وقت يكبارافزايش مي يابد آنهم بصورت (33 تومان ) حق اين مردم نيست كه حداقل قيمت ناني كه سر هرسفره اي است وكم كم دارد به غذاي مردم تبديل مي شود ثابت بماند؟
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 16:31 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رضايتمندان
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 14:13 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:1 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ساعت ۱۰ شب تجمع کوچکی از هم اتاقیهای فرخ در اعتراض به تعطیلی روزنامه " سلام " مقابل ساختمان ۲۱ و ۲۲ خوابگاههای دانشجویی شکل گرفت که در کمتر از ۲ ساعت جمعیت دانشجویان به ۱۵۰۰ نفر رسید و به سمت درب خروجی کوی دانشگاه تظاهرات کردند.(۱) همین اعتراض ساده باعث شد تا پلیس ، نیروهای امنیتی ، سپاه پاسداران و انصار حزب الله در سه نوبت ، وحشیانه به دانشجویان حمله کنند و بسیاری را در داخل اتاقهایشان در خوابگاه در حالی که خواب بودند تا حد مرگ بزنند ، ۲۰۰۰ نفر را به شدت مجروح کرده و به زندان ببرند. عزت ابراهیم نژاد کشته شد ، چشم محسن جمالی نفر اول کنکور پزشکی با شلیک نیروهای امنیتی از کاسه درآمد و سنگفرش کوی دانشگاه تهران در خون دانشجویان که توسط پلیس ریخته میشد غرق شد.از همان دقایق شروع اعتراض همراه یک تیم پزشکی به مداوای مجروحین مشغول بودم . حتی فرصت نمی کردیم دستکش استریل را عوض کنیم . تا صبح بدن پاره پاره یاران دبستانی ام را بخیه میکردم . اشک و عرقم را با دستکشی که به خون همکلاسیهایم آغشته بود پاک میکردم.(۲)
اعتراضات اخیر و حوادث ۸ سال پیش با وجود شباهتهای بسیار ، تفاوتهای ریشه ای هم دارند. ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ هنوز فضای غالب بر تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور غرق در موج اصلاح طلبی بود. دوم خرداد ۱۳۷۶ توسط جوانان و دانشجویان ایرانی و گروههای روشنفکری مدرن در اعتراض به تمامیت خواهی تندروهای حاکم شکل گرفته بود . جامعه جهانی جمهوری اسلامی را بعنوان یک " واقعیت تلخ " که خطر آنی برای غرب نخواهد بود، پذیرفته و به تلاشهای اصلاح طلبانه امید داشتند. ارتباط فعالین سیاسی درون و بیرون مرزها تقریبا قطع بود . گروههای جمهوریخواه ، مشروطه خواه و چپهای کمونیست ، تو ده ای و سوسیالیست که دعوایی تاریخی را از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تعقیب میکردند ، به کوبیدن و متهم کردن یکدیگر مشغول بودند . این دعوای تاریخی در ۱۳۵۷ باعث شد تا طلبه های کم هوش حوزه علمیه بتوانند قدرت را بدست گرفته و همه این گروهها را از کشور بیرون کرده و یا سر به نیست کنند. جالب اینکه دعواها در بیرون مرزها ادامه پیدا کرد و بیش از آنکه به مبارزه با جمهوری اسلامی مشغول باشند ، به دفاع از مصدق یا شاه سرگرم شدند و این بهترین حالت برای جمهوری اسلامی و بدترین وضعیت برای مردم ایران بود. از طرف دیگر فعالین سیاسی بیرون کشور ، مردم درون را " سازشکار " میدانستند و مردم درون ایران بیرونیها را " خارج نشینهای مرفه بیدرد " قلمداد میکردند. در چنین فضایی تنها گزینه پیش رو برای نسل جوان ایران حمایت از گروههای میانه رو در حکومت و ایستادن در برابر گروههای تند رو حاکم بود. محمد خاتمی در آغاز دوران ریاست جمهوری اش با سیل مطالبات مردمی همراه شد . اما در زمستان سال ۱۳۷۷ پس از اینکه نقش مستقیم وزارت اطلاعات در پروژه قتلهای زنجیره ای و سیاسی دگر اندیشان و نویسندگان را افشاکرد و ضربه ای هولناک به پیکره حکومت جمهوری اسلامی وارد شد ، با دستور خامنه ای مجبور شد " فتیله اقداماتش را پائین بکشد " و به مسیر "اطاعت مطلق از ولایت مطلق فقیه" باز گردد. دانشجویان که حساسترین لایه روشنفکری جامعه هستند ، پیش از دیگر گروهها این واقعیت را کشف کردند که خاتمی نمیتواند و نمیگذارند چیزی را اصلاح کند. دوباره فضای پر تنش و اضطراب حاکم شد . همه منتظر یک حادثه بودند . اعلام خود کشی مشکوک معاون سابق وزارت اطلاعات در زندان که متهم اصلی پرونده قتلهای دولتی بود ، زمینه انفجار را فراهم کرد. روز نامه های دوم خردادی امان تند روها را گرفته بودند. مجلس محافظه کار پنجم در ماههای پایانی فعالیتش بود. طرح تغییر قانون مطبوعات برای برخورد سخت تر با روزنامه ها مطرح شد . عباس عبدی ( سر دبیر روز نامه سلام ) ، ۱۶ تیر ماه ۱۳۷۸ نامه سعید امامی را که منفورترین چهره سیاسی آنروزها شده بود ، منتشر کرد. در این نامه که مربوط به دوران معاونت او در وزارت اطلاعات بود ، درخواست تغییر قانون مطبوعات مطرح شده بود. یعنی همان کاری که مجلس پنجم مشغول انجامش بود. روز نامه سلام توقیف شد. خشم در فضای سیاسی جامعه احساس میشد. اما ترس و تردیدی که نیروهای امنیتی در بیش از دو دهه دیکتاتوری مذهبی بر کشور حاکم کرده بودند ، امکان اعتراض نمیداد . جوی اعتمادی عمومی در تمام سالهای حکومت جموری اسلامی جامعه را "اتمیزه" کرده بود و مردم و فعالین سیاسی به یکدیگر اعتماد نمی کردند. اینجا بود که دست نوشته فرخ شفیعی جامعه ایران را زیر و رو کرد. پس از حمله پلیس به خوابگاههای دانشجویی دیگر دلیلی برای ترس وجود نداشت . البته بخش بزرگی از جامعه که با عنوان "اکثریت خاموش" از آنها یاد میشود، تنها نظاره گر درگیریهای پلیس و دانشجویان بودند و لزوم این درگیریها و پرداخت هزینه های سنگین سیاسی را درک نمیکردند. اعتراضات بدون هیچ برنامه ریزی و فقط بر اساس خشم و احساسات جریحه دار شده، به نمایش در آمد. هر کس به هر شکل ممکن اعتراض میکرد. مهرداد لهراسبی جوان ۲۶ ساله کتابفروش با پرتاب سنگ به پلیس اعتراض کرد و عباس دلدار جوان ۱۹ ساله فروشنده با شعار دادن بر علیه مسؤلین حکومت معترض شد. احمد باطبی جوان ۲۲ ساله ، در بازگشت از کلاس تئاتر پیراهنی خونین بالا برد تا اعتراض کند و اکبر محمدی دانشجوی شجاع در کوی دانشگاه "ککتل مولوتف" درست میکرد. این معترضین کوچک را برای ایجاد ترس و وحشت دستگیر و ابتدا به اعدام و سپس با بخشش خامنه ای به ۱۰ سال زندان محکوم کردند. نیروهای امنیتی و تبلیغاتی نظام برای تخریب مبارزین دست به کار شدند. خامنه ای در برابر رسانه های حکومتی در ۲۱ تیر ماه اشک ریخت و طرفدارانش را به سرکوب بی رحمانه اعتراضات دعوت کرد . وزارت اطلاعات مریم شانسی و منوچهر محمدی را جلوی دوربینها نشاند و با بیانیه های پی در پی آنها را به عنوان عاملان این اعتراض خود جوش دانشجویی و مردمی معرفی کرد و ... اما دست آوردهای ۱۸ تیر بسیار چشمگیر بود. دانشجویان و جوانان ایرانی فهمیدند که خاتمی نه فقط نمیتواند و نمیگذارند اصلاحی انجام دهد ، بلکه در ریشه فکری اش هم به اصلاح اعتقادی ندارد. فعالین سیاسی بیرون مرزها درک کردند که مردم ایران در درون مرزها سازشکار نبوده اند و فقط برای زنده ماندن تلاش کرده اند و اعتراض همیشه زیر پوست شهر جریان داشته است. جامعه بین المللی که جمهوری اسلامی را بعنوان یک واقعیت تلخ پذیرفته بود ، با مشاهده اولین اعتراض گسترده مردمی به گزینه بهتری هم چشم دوخت: یعنی امکان وجود حکومتی دموکراتیک و سکولار در ایران که دنیای آزاد را تهدید نکند و در اندیشه صدور انقلاب اسلامی به جهان نباشد. اما مهمترین دستاورد ۱۸ تیر غلبه بر ترس عمومی و درک شکنندگی حکومت جمهوری اسلامی بود. فعالین سیاسی اعتماد به نفس برای پیگیری مبارزه پیدا کردند و حرکت برای عبور از اصلاح طلبی به سمت تغییرات بنیادین آغاز شد. امروز بسیاری از ناظرین سیاسی و روشنفکران این پرسش بزرگ را مطرح می کنند که آیا جنبش دانشجویی و مردمی ایران امکان بازتولید چنین اعتراضی را دارد؟ ( ۳ ) هر حادثه تاریخی که یک بار رخ داده است باز هم میتواند تکرار شود. اما باید باور کنیم که هدف از تکرار این حوادث فقط شلوغ شدن خیابانها نیست. اینروزها امکان بروز حوادثی مشابه ۱۸ تیر و حتی بسیار بزرگتر از آن وجود دارد. تحریمهای بین المللی و اجماع روز افزون جهانی بر علیه سیاستهای خرابکارانه و تروریستی جمهوری اسلامی که دولت احمدی نژاد نقش محوری در به وجود آمدن این اجماع دارد و انزوای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی میزان شکنندگی این حکومت را بسیار بالا برده است. با توجه به اینکه مشروعیت داخلی نظام هم در نتیجه شدت سرکوبهای داخلی و برخوردهای خشن و وحشیانه نیروهای امنیتی با بانوان ، دانشجویان ، معلمان، کارگران و جوانان هر روز کمرنگ تر شده و به مرز صفر نزدیک میشود . اعتراضات هفته های اخیر به طرح جیره بندی بنزین زنگ خطری بزرگ برای جمهوری اسلامیست. اینبار فقط جوانان و دانشجویان نیستند که اعتراض می کنند ، بلکه تحریمهای بین المللی اکثریت خاموش را هم به واکنش واداشته و همه اقشار جامعه لزوم اعتراض به سیاستهای غلط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حکومت را درک کرده اند. اینبار با لطایف الحیل طلبگی و اشک ریختن در برابر رسانه ها نمی توانند پاسخگوی پدری باشند که شکم فرزندش گرسنه است. فشار جامعه جهانی هم که دنیای بدون تهدید و ترور را پس از ۱۱ سپتامبر خواستار است ، با بازیهای کلامی لاریجانی متوقف نخواهد شد و تنها یک گزینه برای حکومتهای سرکوبگر و یاغی در دنیای امروز وجود دارد: "تسلیم در برابر خواست جهانی". در چنین شرایطی مهمترین وظیفه فعالین سیاسی نه فقط انتشار اخبار ، بلکه بکار گیری روشهای آکادمیک برای آموزش عمومی در زمینه اعتراضات بدون خشونت است. باید جامعه ایران و جامعه جهانی به این باور برسد که حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت دیکتاتوری و توتالیتار است. این مشکل ترین بخش مبارزه است و به طور قطع با فحاشی و توهین امکان ندارد و با ارائه اسناد و دلایل و شهادت شاهدان زنده ممکن می شود. در کنار آن مردم نیاز دارند بیاموزند که نباید در برابر دیکتاتور بترسند. باید آموزش ببینند تا مفهوم دموکراسی ، آزادی و احترام به حقوق بشر را درک کنند.(۴) روشنفکران و فعالین سیاسی هم باید پس از آموختن این مفاهیم به شکل اصولی و درست آنرا به جامعه منتقل کنند و باید از بحثهای بی نتیجه تاریخی عبور کرد . "توماس جفرسون" که نویسنده اعلامیه استقلال آمریکا و از پایه گذاران آمریکای امروز است ، در این مورد بهترین تعبیر را به کار برده است : " من رؤیای آینده را بیشتر از تاریخ گذشته دوست دارم " هشتمین سالگرد ۱۸ تیرماه فرصت خوبیست تا از فضای احساسی و بی برنامه کوچ کرده و با شناخت درست از تحولات جهانی و پتانسیل فراوان موجود در جامعه ایران امروز و بکار گیری روشهای آکادمیک موفق و تجربه شده به سازماندهی نیروهای مخالف پرداخته شود. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 16:2 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
می توانندنوشته های خودرادرمورددولت خاتمی وانحرافات و...بخصوص شعارآزادی وی"خاتمی"رابرای من ارسال کنندتادروبلاگ ثبت شود ۱- بانام یا بی نام ۲- موضوعات بعدی دررابطه بادولت خاتمی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 15:52 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تــــــــــــــــــــــــورم
سونامی تورم در راه است تورمی که این مرد کوچک با خنده و شعار به ملت ایران خوراند.شکست سیاست های خارجی و ناتوانی در اداره کشور و اشتباهات بزرگ در سیاست گذاری اقتصادی سه بعد مکعب تورم افسارگسیخته است.ماجرای شورای برنامه و بودجه نشان داد سپاهیان گرسنه و شرکای کاذب حق خود را میخواهند و احتمالاً هدف بعدی بانک مرکزی است.داشتم فکر میکردم چه چیزی جلوی این سونامی میتواند بایستد هر چه بیشتر فکر کردم بیشتر فضای جواب تهی شد نمی دانم برای انتخابات مجلس چه خوابی دیدند. کاندید های احتمالی اصلاح طلبان:
حسن روحانی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 15:47 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
وقایع سال ۱۳۵۸ششم فروردین:امضاء پیمان صلح مصر و اسرائیل و اشغال سفارت مصر در تهران هفتم فروردین:اعلام جرم علیه هویدا از سوی دکتر علی اصغر حاج سید جوادی (یک استاد جواندانشگاه ما هم فامیلی ایشان است!) یازده فروردین:رفراندوم ۱۰ و ۱۱ فروردین برگزار شد. دوازده فروردین:جمهوری اسلامی رسماً از سوی امام اعلام شد. شانزده فروردین:دادگاه های انقلاب کار خود را از سر گرفتند(همان دادگاه های معروف) شروع موج اعدام ها پس از تشکیل دادگاه های انقلاب:۱۸ فروردین تیرباران ۹ نفر، ۱۹ فروردین هویدا اعدام شد،۲۰ فروردین تیرباران ۸ نفر،۲۱ فروردین اعدام ۷ نفر دیگر،۲۲ فروردین تیرباران ۱۳ نفر دیگر،۲۳ فروردین تیرباران ۸ نفر،۲۵ فروردین تیرباران ۱۷ نفر،۲۶ فروردین ۵ نفر تیرباران شدند،۲۷ فروردین تیرباران ۸ نفر و …. این آمار از روزنامه اطلاعات (که در آن زمان به سردبیری ابولحسن بنی صدر اداره میشد) استخراج کردم.هر روز عددی در کنار جمله” نفر تیرباران شدند”قرار میگرفت.این تنها آمار رسمی تعداد تیرباران شدگان ۱۸ تا ۲۷ فروردین است که همراه با عکس جسد ها در صفحه اول روزنامه ها اعلام میشد و شامل تیرباران های مخفی نیست! اوایل اردیبهشت ظاهراً آیت الله طالقانی که با تظاهرات مردم و خواست آنان بازگشتند.پسر طالقانی که توسط سپاه پاسداران دستگیر شده بود طی اعلامیه ای از سوی شورای انقلاب ارتباط سپاه را تکذیب کرد. ۳ اردیبهشت:سرلشکر قرنی ترور شد. ۹ اردیبهشت:طرح وزارت کشور برای اداره کشور به صورت فدراتیو ۱۱ اردیبهشت:آیت الله مطهری ترور شد. ۱۲ اردیبهشت:عزای عمومی ۲۳ اردیبهشت:احکام اعدام فرح و شاه صادر شد.روزنامه اطلاعات:”هر ایرانی که یکی از این افراد را در کشورهای خارجی اعدام کند اجرای حکم دادگاه محسوب خواهد شد.”(ترورسم دولتی؟!) ۵ خرداد:ترور هاشمی رفسنجانی ۱۶ خرداد:عراق سردشت و دهکده های اطراف را بمباران کرد. ۲۲ خرداد: علیه فردین،بهروز وثوقی اعلام جرم شد :)) ۲۶ خرداد:پیش نویس قانون اساسی منتشر شد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 15:44 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جناب آقای احمدی نژاد ریاست محترم طویله کل کشور احتراما به استحضار می رساند از آنجایی که این دومین دوره سفرهای استانی شما می باشد و اینجانب در دوره قبل موفق به نوشتن نامه برای شما نشدم از اعماق سیراب شیردانم از شما عذر خواهی می کنم. امروز متوجه شدم که شما ما را داخل آدم حساب کرده اید یا بهتر است بگویم آدمها را داخل ما حساب کرده اید اما از آنجا که نتایج حرکات محیر العقول شما را در زندگی انسانها به عینه می بینم از شما می خواهم که حرفتان را پس بگیرید و بگذارید ما راحت زندگیمان را بکنیم. اینجانب از طرف تمام بزغاله ها عاجزانه از شما استدعا دارم که ما و مخالفانتان را در یک ردیف قرار ندهید. چیزی که زیاد است حیوان است خوب می گفتید گاو یا گوسفند یا حتی مرغ! آخر چرا بزغاله؟!! من از شما تقاضا دارم به کودکی و خردسالی ما بزغاله ها رحم کرده و ما را مورد الطاف دولت مهرورزتان قرار ندهید. زیاده عرضی نیست قربانتان گردم بالا بزغاله ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:55 توسط سعید
|
|
|||||
|
|||||