تبليغاتX
همنفس

همنفس

پای صحبت مردم

ورود به قرن 22

دوران جديد با احمدي نژاد :

 

جمهوری اسلامی بعد از پایان گرفتن دوره ریاست جمهوری خاتمی آماده وارد شدن به دوران جدید بود و این دوران جدید هم یک آدم جدید نیاز داشت، آدم جدیدی که لازم بود خرابکاریهای گذشته را اصلاح کند و جان تازه ای به رکود سیاسی و اقتصادی ما بدهد. اما اینکه سرنوشت دوران جدید چه جور می شد بستگی به این داشت که شناخت خوبی نسبت به "شخص پیروز انتخابات" و "اوضاع سیاسی کشور" داشته باشیم. اینجا ما می خواهیم قضیه را از حیث شخص پیروز بررسی کنیم و ببینیم که چه احتمالاتی وجود داشته و چه اتفاقاتی افتاده است؟ احمدی نژاد رئیس جمهوری بود که راه رئیس جمهور شدن را درست تر از بقیه طی کرد. برخلاف دیگران که سابقه مدیریتی مناسبی نداشتند و فاقد تحصیلات دانشگاهی بودند هم سابقه اجرایی خوبی داشت و هم رتبه علمی مناسب. او مدت طولانی در یکی از دانشگاههای کشور کرسی تدریس داشته و سابقه مدیریت اجرایی را به ترتیب در فرمانداری، استانداری و شهرداری پشت سر گذاشته است. احمدی نژاد پیشینه سیاسی و انقلابی خوبی هم در کارنامه اش ثبت کرده بود؛ در دوران دانشجویی رئیس انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت بوده و در جوانی، حضور در سپاه پاسداران را هم تجربه کرده است. دو عامل اساسی هم باعث مقبولیت احمدی نژاد و پیروزی او شده بود؛ "مردم گرایی" او و تاکید دائم بر "سالم سازی روابط اقتصادی". با این وضع سوال اینجاست که با چه گزینه هایی و با چه میزان احتمال مواجه بوده ایم؟

گزینه اول؛ یک پوتین ایرانی

 

گزینه آرمانگرایانه این بود که از احمدی نژاد انتظار می داشتیم که یک پوتین ایرانی باشد. یعنی همانطور که پوتین موفق شد مشکلات سیاست های باز یلتسین را کم کند و قدرت اقتصادی و سیاسی روسیه را تا حدودی به حالت سابق اش بازگرداند احمدی نژاد هم همان رویه را در پیش بگیرد؛ یعنی اقتصاد آفت زده ایران را از خاتمی تحویل بگیرد و به یک اقتصاد آماده برای شکوفایی با زیرساختهای سالم و روابط اصلاح شده تبدیل کند. این گزینه باید در برابر منتقدین و مخالفین هم "مثل پوتین" محکم و با خشونت باشد و در مجموع یک رئیس جمهور مقتدر است که توان قدرت دادن به موافقان و چیدن نوک مخالفان را دارد. پایان کاری چنین رئیس جمهوری به اصلاح ساختارها به سود شعارها و ایدئولوژی جناح پیروز منجر می شود. متاسفانه هیچ دلیلی وجود نداشت که از احمدی نژاد انتظار چنین شخصیتی داشته باشیم، یعنی نه تنها احمدی نژاد، بلکه هیچ سیاستمدار ایرانی نیست که از چنین روحیه و چنان توانائی هایی برخوردارباشد. در بین تمام سیاستمداران ما شخصیتی که شبیه به پوتین باشد، تقریبا بدون مصداق است. مدیران ایرانی به خاطر شیوع فساد در مدیریت، توانائی های لازم را ندارند و بیشترشان کسانی اند که به خاطر وجود رانت های سیاسی و فاکتور شهرستانی بازی از قابلیت بقاء و پیشرفت در سمت های مدیریتی برخوردار شده اند و می دانید که اگر کسی بخواهد خلاف جهت آب شنا کند، خوب! به پست های بالاتر نمی رسد ... شناخت درست سابقه احمدی نژاد و روحیات او هم نشان می دهد که او نمی تواند یک مدیر مقتدر باشد و کم کم به همه ثابت کرده که همه جانبه نگری و برخورد با قدرت از عهده اش خارج است.

گزینه دوم: پیوستن به راههای موازی قدرت

 

گزینه بعدی این بود که احمدی نژاد نه به یک رئیس جمهور قدرتمند، بلکه به رئیس جمهوری آماده برای ائتلاف و همکاری تبدیل شود. این گزینه نیازمند آرامش، صبر، محبوبیت سیاسی و قدرت رهبری است. احمدی نژاد در صورت انتخاب این حالت مجبور می شد با گروههایی که در انتخابات شکست خورده اند وارد ائتلاف شود و با موازنه مثبت آنها را هم برای ساختن یک دولت قدرتمند به شراکت بپذیرد. یعنی برای تشکیل یک دولت جامع و با ثبات به کاری دست بزند شبیه کاری که هاشمی در دولت اولش انجام داد. هاشمی هم در دوران آشفته و اوج اختلافات پنهان مجبور شد تا مدل ائتلافی را برای دولت خودش انتخاب کند و برای راضی نگه داشتن همه گروهها به آنها سهم بدهد.گذشته از اینکه اصلا احمدی نژاد چنین آدمی نبود که بخواهد با همه طلبکارها دور یک میز بنشیند، مردم هم برای چنین کاری به او رای نداده بودند. مردم حاضر بودند به معین رای بدهند اما به هاشمی ـ که حالا عادتا چنین مشی خاصی دارد ـ رای ندهند. او آمده بود که مخصوصا با بعضی ها دربیافتد و دست شان را از نفوذ در نقاط حساس و کلیدی قطع کند و در نفی این گزینه همین بس که احمدی نژاد حتی نتوانست رهبر ائتلاف اصولگرایان باشد چه رسد به اینکه محل اجماع احزاب مخالف کشور شود.

گزینه سوم: یک بنی صدر خوب

 

گزینه بعدی این بود که احمدی نژاد یک رئیس جمهور جسور و جدی برای پاکسازی روابط اقتصادی باشد، شعارهایش را بدون رودربایستی و ملاحظه به اجرا بگذارد، از فروافتادن کشور به بحران نترسد و از تمام راهکارهایی که می تواند برای رو کردن روابط فاسد استفاده کند. بیشتر احمدی نژادی ها منتظر ظهور چنین پدیده ای بودند و با علم به اینکه احمدی نژاد و گروه او کسانی نیستند که بتوانند یک دولت کامل و ایده آل را تشکیل بدهند* به او رای دادند. آنها امیدوار بودند که یک بسیجی شجاع به ریاست جمهوری برسد، سیاسیون فاسد را افشا کند و علنا به مردم نشان بدهد که چه چیزی مانع پیشرفت کشور شده است. صدالبته آینده تلخی در انتظار کسی است که چنین رویه ای در پیش بگیرد. حربه استعفا هم آخرین حربه برای پیشبرد این نوع از استراتژی است ـ که همه جای دنیا با شورشهای مردمی و اعتصابات گسترده همراه می شود ـ اما اگر جو سیاسی کشور مان را خوب بشناسیم متوجه می شویم که احمدی نژاد در صورت انتخاب این گزینه هرگز به استعفا نمی رسید! یعنی قبل از اینکه خیال استعفا را در خواب ببیند مجلس برایش حکم عدم کفایت می برید و خلاص! احمدی نژاد هم می شد مثل بنی صدر، اما یک بنی صدر مردمی و انقلابی. در اینصورت اگر شانس می داشت می توانست با نوشتن توبه نامه  در مملکت خودش و در کنج عزلت زندگی کند و اگرنه باید جلای وطن می کرد و .... باقی قضایا. اثراتی که از ظهور چنین شخصیتی باقی می ماند بسیار ارزشمند و سازنده می بود.

احمدی نژاد از نوع چهارم

 اما احمدی نژاد نه توانسته است یک پوتین ایرانی باشد، نه توانسته است یک رهبر برای ائتلاف گروههای مخالف باشد و نه توانسته است یک گلادیاتور شجاع برای وارد کردن شوک عدالت طلبی انقلابی باشد. متاسفانه احمدی نژاد هیچ کدام از این سه گزینه نبوده است و کسی که حالا با آن سر و کارداریم احمدی نژاد از نوع چهارم است. یعنی همین که می بینید! یک رئیس جمهور که بهترین فاکتور برای شناسایی و تحلیل رفتاری او جوگیر بودن اش است، آدمی که واقعا فکر می کند هزاره سوم ربطی به ظهور او دارد و با رای آوردن اش اتفاق مهمی در دنیا افتاده است به همین خاطر همین که خرش از پل گذشته نیازی به مرور شعارهایش نمی بیند و نفس رای آوردن را برای آب و نان مردم کافی می داند...

                                     توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 16:36  توسط سعید  | 

سفرهای مارکوپولو...

  سفرهاي استاني دولت نهم، خوب يا بد؟

 5 ماه پس از روي كار آمدن دولت نهم، يكي از وعدهاي انتخاباتي رئيس جمهور كه بعنوان يكي از برنامه های اصلی دولت ايشان بود، هجدهم آبان 84 با سفر به محرومترين استان كشور،استان خراسان جنوبي، محقق شد. از‪آن زمان تا خردادماه سال 86 در طي 19 ماه يك دوره كامل اين سفرها به كليه استانهاي كشور و بازديد از بيش از 300 شهر به اتمام رسيد. اين سفرهاي از جنبه هاي مختلف قابل بررسي و ارزيابي است. در ابتدا نكات مورد نظرمنتقدين اين سفرها مطرح مي شود:

 الف – ديدگاههاي منتقدين سفرهاي استاني دولت نهم

سفرهاي استاني بسيار جنبه احساسي دارد و مسوولان در اين سفرها پس از مشاهده تشويق‌هاي مردم اسير احساسات شده و در يك فضاي جوزده وعده‌هاي غيرعملي مي‌دهند. وعده‌هاي غيرعملي رييس‌جمهور در سفرهاي استاني باعث افزايش انتظارات مردم و تحميل هزينه‌هاي خطرناك به نظام مي‌شود.

 دولت اگر واقعا قصد خدمت‌رساني دارد و به دنبال كار تبليغاتي نيست مي‌تواند در پايان هر سفر از بيان مصوبات و وعده‌ها خودداري و اعلام آن را منوط به تدوين برنامه‌ها و تصويب جلسات كند.

 بسياري از مصوبات استاني دولت روي كاغذ باقي مانده و جنبه عملي به خود نگرفته است و تنها مصوباتي كه براي دولت بار مالي نداشته و در توسعه استاني تاثيري نداشت اجرا شده است.

 بسياري از مصوبات در شان دولت نيست مثل اعلام يك كوپن قند و شكر به مناسبت سفر احمدي‌نژاد به فلان استان. از مصوبات دولت اصلاح كانال آبرساني يك روستا يا اصلاح هندسي جوي آب يك ده بوده است.

 درسفرهاي استاني به توسعه متوازن بهايي داده نمي‌شود. بنابراين، مصوبات در استان‌هاي برخوردار مهم‌تر و وزين‌تر از مصوبات در استان‌هاي محروم بوده است.

 هر سفر رييس‌جمهور به استان‌ها بالغ بر 500 ميليون تومان هزينه دارد. علاوه بر هزينه هاي ريالي در ايام سفر دولت به استان‌ها ادارات دولتي و مدارس هم تعطيل مي‌شوند.

 اين سفرها به شدت انتظارات را بالا مي‌برد و شكاف را بيشتر مي‌كند و مردم همواره منتظر مي‌مانند. اگر اين وعده‌ها جامه عمل نپوشند، قطعا موجب گلايه و نارضايتي مردم مي‌شود كه اين اصلا به مصلحت نظام نيست.

 سفرهاي استاني رييس‌جمهوري تبليغات زودهنگام براي انتخابات رياست‌جمهوري آينده است. دورنماي سفرهاي استاني رئيس‌جمهور بيشتر انتخاباتي است. ضمناً، سفرهاي استاني تنها مختص دولت نهم نيست. در دوران اصلاحات ما بي سر و صدا به سفرهاي استاني مي‌رفتيم و خوشبختانه تريبون صدا و سيما پشت سرمان نبود كه همه‌ سايه‌هاي ما را هم منعكس كند. عدم امكانات اطلاع‌رساني در عين‌حال كه يك كمبود بود اما يك فرصت هم بود كه ما بيشتر با مردم بنشينيم و سفرهاي‌ما حقيقتا كشف واقعيات و آشنايي با مردم و درد دل‌هاي آن‌ها باشد تا تبليغات و انعكاس رسانه‌اي و برنامه‌هاي پرسر و صدا كه امروز شاهد آنيم.

 سفرهاي استاني رييس‌جمهوري علاوه بر اين‌كه هيچ مبنايي در برنامه‌هاي پيش‌بيني شده توسعه ندارد، خلاف اصل تمركززدايي است و در واقع در جهت كاهش اختيارات استاني است.

 مصوبات دولت در سفرهاي استاني غيرمنطقي، غيرهدفمند، غيركارشناسي و غيرقانوني است.

 سفرهاي استاني دولت موجب بي‌عدالتي است. متاسفانه سفرهاي استاني احمدي‌نژاد به جاي آن‌كه عدالت را حاكم كند، عين بي‌عدالتي را حاكم كرده است.

سفرهاي استاني رياست‌جمهوري موجب ايجاد سنتي بد در جامعه است به هرحال رييس‌جمهوري از جيب خود كه اين اعتبارات را نمي‌دهد، از سهم ساير استان‌ها مي‌دهد، كجاي اين عدالت است؟!...

 اثرات مثبتي در اين سفرهاي استاني رييس‌جمهور نمي‌بينيم و يك افت كيفي شديد در مديريت كلان كشور اتفاق افتاده است. تعدد سفرهاي استاني رياست‌جمهوري مانع از تحقق وعده‌هاي وي در سفرهاي اوليه‌اش به استان‌ها مي‌شود.

  روند پيگيري مصوبات اتخاذ شده در سفرهاي استاني بسيار كند است. به نظر مي‌رسد بالا رفتن كار و مشغله دولت موجب مي‌شود، آن‌طور كه بايد و شايد پيگير تحقق وعده‌هاي خود به استان‌هاي قبلي نباشد زيرا نه استان آمادگي لازم را براي اجراي اين مصوبات دارد و نه اين‌كه سيستم نظارتي دولت آن‌قدر قدرتمند است كه مجدانه اجراي وعده‌ها و مصوبات را پيگيري كند.

 لايحه بودجه سال 86 نشانه‌اي بر عملي نشدن وعده‌هاي رييس‌جمهور در سفرهاي استاني هيات دولت است.  هيات دولت در سفر به استاني از اختصاص 500 ميليارد تومان بودجه 86 به آن استان خبر داده بود اما در لايحه بودجه سال 86 مصوبات اين سفر لحاظ نشده است. تنها 20 درصد از آنچه رييس‌جمهوري در آن استان قول داده در بودجه 86 آمده است. خيلي صريح مي گويم در سفرهاي استاني اي که آقاي رييس جمهور رفته حجم وعده هايي که داده يقينا بيشتر از بودجه کشور است.

 را رئيس جمهور في البداهه تصميم مي گيرد؟ چطورست که او در جلسات هيات دولت در استان ها چندصد مصوبه مي گذراند مگر چنين چيزي امکان پذير است؟ مبناي کارشناسي تصويب چندصد مصوبه در چند ساعت چيست؟ هزينه سفرهاي استاني رئيس جمهور چه مقدار است؟ چرا به کارشناسان محلي اعتماد نمي شود؟

 ما اينکه در اين سفرها وعده هاي جديد و طرح هاي جديد داده شود طبيعي است که سال ها طول مي کشد تا به اجرا در بيايد. اين خلف وعده اثر بدتري روي مردم نمي گذارد؟

 بايد بررسي شود كه چند دقيقه براي هر شهر زمان گذاشته مي‌شود و آيا آن‌جا نقطه‌ گفت‌وشنود است و يا فقط نقطه‌ گفت. اين‌طور نيست كه با رفتن به يك شهرستان و يك سخنراني مشكلات مردم آن استان حل شود. رفتن به يك شهرستان با هزينه‌هاي بسيار بالا و 20 دقيقه سخنراني در جمع مردم از مشكلات آن‌ها آشنايي به دست نمي‌آورد.

 رييس‌جمهور از طريق فرماندار و استاندار نيز مي‌تواند از مشكلات مربوط به يك شهرستان آگاهي پيدا كند. اين اطلاعات در خود تهران هم مي‌شود به رييس‌جمهور منتقل شود.

یكي از اركان نظريه سيستم‌ها اين است كه براي اطمينان از كاركرد صحيح سيستم و شناخت نقايص بايد كانال‌هاي ارتباطي مناسبي وجود داشته باشند كه از فرآيند انجام كار و نتايج ـ بازخور مناسبي را دريافت كنند و آن‌ها را همراه با تجزيه و تحليل در اختيار سطوح بالاي تصميم‌گيري قرار دهند. اما متاسفانه در ساختار سيستم بوروكراسي دولتي ايران به هر علتي اين بازخور، مناسب نيست. يكي از وظايف اصلي رئيس‌جمهور و همكاران‌اش رفع اين نقايص در بازخورهاست كه اگر اين اتفاق بيفتد، ديگر نياز چنداني به سفرهاي استاني  براي ”آشنايي با كمبودها” نيست. اين كار مي‌تواند با طراحي يك سيستم جامع نظارت انجام شود كه احتمالا مخارج آن بسيار كم‌تر از هزينه‌هاي سفرهاي استاني است.

 كار هيأت دولت سياست‌گذاري و اداره كلان كشور است نه دخالت در هر امر جزيي. چنين سفرها و تصميم‌گيري‌هايي حجم كار دولت را بدون دليل چند برابر مي‌كند كه در اين حالت احتمال اشتباه بسيار بالا مي‌رود. وقت دولت هر 15 روز يك بار خارج از مسايل كلان كشور به امور فردي معطوف و وقت گران‌بهاي هيات دولت صرف مسايل جزيي مي‌شود.

 اين نكته را هم بايد در نظر داشت كه به علت بيمار بودن ساختار دولت ايران، به محض خارج شدن هيأت دولت از استان و در هنگام هزينه بودجه‌ها و اجراي مصوبات دولت در استان، مشكلات بسيار زيادي به وجود مي‌آيد.

 در اين حالت نقش مسئولين استان در طراحي و اجراي پروژه‌ها چه مي‌شود؟ آن‌ها مسلما با مسائل بسيار بيش‌تر از آقاي رئيس‌جمهور و همكاران‌شان آشنا هستند.

 پا به هر شهري بگذارند وعده‌هاي عجيب و غريبي بدهند كه كارخانه فلان و فلان در اين‌جا ساخته مي‌شود ( مثلا بدون توجه به توجيه اقتصادي طرح آن كارخانه.)

 بايد دقت شود تا اين سفرها تكاليف را براي نسل‌ها و دولت‌ها آنچنان ايجاد نكند كه به عنوان عامل بازدارنده تلقي شود و اگر بنا باشد تصميم‌گيري‌هاي كلان و تخصيص منابع آنچناني و تعهدات بلند مدت داده شود كه با ذائقه دولت‌هاي بعدي همسو نباشد، براي كشور مضر خواهد بود.

 وقت نظام تصميم‌گيري و كلان دولت نبايد صرفاً در امور عملياتي و ميداني صرف شود، چرا كه در بعضي از مواقع يك ساعت فكر عالي بهتر از هشت ساعت كار كردن است.

هر چند تا حدودي پذيرفتني است كه سفرهاي استاني دولت نهم، تاكنون نتوانسته به صددرصد اهداف طراحي اوليه‌اشان برسند وبه شكل سيستمي به مطالبات مردم پاسخ دهند، امابه هر حال به دليل بديع و نو بودن اين ابتكار، براي تمرکززدایی و اتخاذ تصمیمات منطقی و متناسب با نیازها راهكار نسبتا موفق مي باشد. شايد بعنوان يك روش‌ علمي مديريت ويا ايده جديد مديريتي (مديريت ايراني و اسلامي) در دنيا قابل عرضه باشد.

 ب – ضرورت تعامل و ارتباط با مردم از ديدگاه حصرت علي (ع)

 همچنين، توصيه به ارتباط با مردم، ريشه در آموزه‌هاي ديني ما دارد.  وظیفه حاکم است که اگر چه نمی‌تواند به همه خواست‌های مردم جامه عمل بپوشاند اما با گره‌گشایی و ارتباط با مردم، آنها را با کمبودها آشنا سازد و در صدد جلب رضایت مردم برآید. امام علي (ع) در نامه 53 از مالک اشتر می‌خواهد، که با مردم رابطه برقرار کند و از آنها فاصله نگیرد، و دوري حاکم از مردم را باعث گمراهی و بی‌اطلاعی او از حقایق جامعه و بی‌اعتمادی در جامعه می‌داند و می‌فرمایند: "اما بعد از اين، پنهان ماندنت را از رعيت طولانى مكن، كه در پرده ماندن حاكم شعبه اى است از تنگ خويى و كم اطلاعى به امور. و پنهان ماندن حاكم از رعيتْ، حاكمان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است بازمى دارد، بر اين اساس كار بزرگ پيش آنان كوچك و كار كوچك بزرگ جلوه مى كند، زيبا زشت گردد و زشت زيبا شود، و حق به باطل آميخته مى گردد. "

 ج – تقدير رهبر انقلاب از اين سفرها

 سفرهاى استانى يكى از كارهاى مهم و محورى دولت نهم بوده و حضور در بين مردم و ارتباط مستمر با بدنه ملت جزء رويكردهاى اصلى اين دولت مي باشد. سفرهاي استاني با هدف شناسايي نيازها ، اولويت‌ها و خدمت رساني سريع، سهيم كردن مسوولان محلي و استاني در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري ها و توسعه عدالت اجتماعي و كاستن از مشكلات بوروكراسي مكاتبات اداري صورت مي‌گيرد.

 رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سفرهای استانی رئیس جمهور و هیأت دولت، این اقدام را بسیار برجسته، لازم و خوب ارزیابی کردند و افزودند: انسان تعجب می کند از برخی افراد که چگونه چنین اقدام خوب و ارزشمندی را زیر سؤال می برند در حالی که با سفرهای استانی، دولت از نزدیک با حقایق و مشکلات نقاط مختلف کشور آشنا می شود.

 حضرت آیت الله خامنه ای فاصله میان آشنایی با واقعیات کشور از نزدیک، و اطلاع از مشکلات از طریق گزارشهای مکتوب را بسیار زیاد دانستند و تأکید کردند: "اینکه در برخی از شهرها، مردم که تا آن زمان یک مدیرکل را هم ندیده بودند، از نزدیک با رئیس جمهور دیدار کنند، کار مهمی است بنابراین باید این حرکت مبارک به درستی تا انتها ادامه یابد و نتایج آن را مردم لمس کنند."

 د – اهداف اين سفرهااز ديدگاه رئيس جمهور

 رئيس جمهور نيزدر خصوص اين سفرها اظهار مي دارد: "ديدار از نزديك مردم فوايد فراوانى دارد. اولاً وقتى كه ما مردم را زيارت مى كنيم، از مردم روحيه، نشاط و توان براى كار مى گيريم. اين چهره هاى با نشاط، مؤمن، زحمتكش و پاك براى انسان انرژى، توان و تعهد مى آورد تا بتوانيم بيش از گذشته در خدمت مردم عزيز باشيم. اصولاً زيارت چهره هاى مردم براى دولتمردان كارى ضرورى است. آن كسانى كه خودشان را از زيارت مردم محروم مى كنند، در يك خسارت عظيم و دائمى خواهند بود . علت دوم سفرها بررسى از نزديك مسائل، نيازمنديها و وظايف دولت است. فرق مى كند در تهران در يك ساختمان چند طبقه در اتاقهاى در بسته بنشينيم و فقط از روى كاغذ مسائل را ببينيم تا اينكه بياييم در متن مردم و حرفها را بشنويم، نامه ها را بگيريم، محيط و شهر و روستا را ببينيم.معمولاً گزارشهايى كه از مناطق درباره مشكلات و مسائل از روى كاغذ مى رسد، بر روى كاغذ همه چيز مرتب است، اما وقتى در متن مردم مى آييم، مى بينيم اوضاع به شكل ديگرى است. در واقع، درک مسائل و خواسته های مردم از روی کاغذ، با درک واقعیات زندگی مردم در مواجه ی رودررو، کاملاً متفاوت است".

 در جاي ديگر در خصوص اهداف اين سفرها اظهار مي دارند: "هدف اول دريافت مشكلات و شرايط محيطى به طور مستقيم از محل و از طرف مردم است و دوم، بررسى تأثير تصميمات دولت در زندگى مردم مناطق و نقاط مختلف كشور. سومين هدفى كه دنبال مى كنيم، دريافت اطلاعات راجع به عملكرد سازمان ادارى به طور مستقيم از طرف مردم است. هدف ديگر اطمينان بخشى و ايجاد امنيت خاطر در بين مردم و سلامت ادارى است. هدف ديگرى كه ما دنبال مى كنيم، فعّال سازى سيستم ادارى است. دولت متعلق به همه ملت است. بايد همه نقاط كشور حضور دولت را احساس و لمس كنند، چون دولت متعلق به خودشان است. دولت متعلق به ساختمانهاى گرانقيمت مركز كشور نيست. نه اينكه در آنجا نبايد كارى انجام بشود. چرا، بالاخره آنجا مركز تصميم گيرى و سياستگذارى است، اما دولت يعنى بخش اجرايى، اين بايد در متن مردم باشد. در همه نقاط كشور دولت بايد حضورى زنده، فعّال و مستمر داشته باشد تا همه مردم بتوانند به آن دسترسى داشته باشند. "

 ه –چگونگي تصميم گيري راجع به اين سفرها در حوزه وزارت علوم

 باتوجه به حضور نگارنده اول در تعدادي از اين سفرها، قابل ذكراست كه شكل گيري مصوبات دانشگاهها، بر اين اساس استوار است كه ابتدا مسايل و مشكلات هردانشگاه توسط هيات رئيسه دانشگاه تدوين ودر جلسات استاني توسط كارگزاران دولت، نمايندگان استان و روساي دانشگاههاي استان بررسي شده و درقالب طرحهاي مورد نياز دانشگاه اولويت بندي مي شود. سپس اين طرحها به حوزه معاونت اجرايي رياست جمهوري ارسال  و پس از آن با حضور مسوولان استان و سازمان مديريت و برنامه ريزي و وزير يا نمايندگان ايشان و رئيس كمسيون دائمي و رئيس دانشگاه مربوط در تهران ارزيابي و اعتبار لازم، نحوه تامين آن و راه حلهاي اجرايي آنها شناسايي شده و تعدادي از آنها جهت طرح در جلسه استاني هيات دولت انتخاب مي شوند.

 پيش از آغاز سفر استاني، نمايندگان وزارت علوم در حوزه هاي آموزشي، پژوهشي، طرح و توسعه، فرهنگي و دانشجويي به استان مربوط رفته و طي بازديد از دانشگاهها و جلسات با مديران، تشكلهاي دانشجويي، مشكلات و مطالبات مربوط راجمع آوري نموده و خدمت وزير علوم تقديم مي كنند. جهت هماهنگي و تصميم‌گيري نهايي جلسه اي با حضوراستاندار، نمايندگان استان و روساي دانشگاههاي استان در حضور وزيرتشكيل وگزارش نمايندگان وزارت و طرحهاي مورد نياز دانشگاهها و برنامه هاي ملاقات و جلسات وزير و همراهان در دانشگاهها بررسي مي شود. پس از تصويب طرحها درجلسه استاني هيات دولت، نحوه اجراي مصوبات در هيات امناي هر دانشگاه بررسي و گزارش مراحل مختلف اجراي مصوبات به اطلاع وزير مي‌رسد.

 درطي اين سفرها، اطلاعات نسبتاٌجامعي از فضاهاي آموزشي و پژوهشي، خوابگاههاي دانشجوي، سالن غذاخوري و امكان ديگر دانشگاهها بدست آمده و در طي جلسات متعدد با مديران، اعضاي محترم هيات علمي و دانشجويان و كارمندان دانشگاهها ، ضمن آشنايي با مشكلات آنها، از راهنمايي، نظرات و پيشنهادهاي آنها در خصوص امور دانشگاه خود و آموزش عالي كشور استفاده زيادي مي شود.

 حتي بعضاً وزاري ديگر نيز در دانشگاه حضور بهم مي رساندند. بعنوان نمونه وزير محترم ارتباطات در جلسه شوراي دانشگاه بيرجند شركت نموده و مشكلات آنها را بررسي و براحتي با دستور ايشان مشكل كابل فيبرنوري دانشگاه حل شده و موجب تقويت شبكه رايانه و مختبرات دانشگاه گشت. قابل توجه است كه مديران اين دانشگاه اين باور را نداشتند كه روزي همزمان دو وزير و همراهان از دانشگاه آنها بازديد و به صورت همه جانبه مشكلات دانشگاه را مورد بررسي قرار دهند.

 به نقل ازمعاون محترم اجرايي رئيس جمهور، آنچه در جلسه استاني هيات دولت در هر استان تبلور دارد حاصل تلاش ساعتها كار كارشناسي است كه پس از جمع بندي نيازها و درخواست‌ها از سوي مسوولان استانها، اين مجموعه‌در معاونت اجرايي دوباره رسيدگي و تامين اعتبار و اولويت بندي مي‌شود تا در نهايت در جلسه استاني هيات دولت با حضور نمايندگان استان، استاندار و نماينده ولي فقيه هر استان تصويب و لازم الاجرا مي‌شود. اعتبار و بودجه مصوبات در قالب بودجه كل كشور، سهميه ملي و استاني در نظر گرفته مي‌شود و بخشي از اين بودجه نيز از محل اعتبار در اختيار رييس جمهوري تامين مي‌شود كه در اختيار استاندار قرار مي‌گيرد. مقرر شده است تا اعتبارات مصوب طرح‌هاي استاني براي تسريع در پايان بخشيدن به طرح‌هاي جاري و يا آغاز طرح‌هايي كه كارشناسي آن به پايان رسيده است، استفاده شود.

 تنها يك‌بار همسفر شدن با هيات دولت و مشاهده اشتياق فراوان مردم براي ملاقات با رييس‌جمهور و مسئولين و استقبال بي‌نهايت شگفت‌برانگيز آنها، بر اهميت اين كار بزرگ صحه مي گذارد. مسئولين و نمایندگان استانها و مردم برای اینكه سفر دولت به استان آنها هرچه زودتر انجام شود، تلاش و پیگیری زيادي كرده و بعضاٌ گلايه دارند كه چرا سفر استانی به استان آنها با تاخیر انجام مي شود.

 ديدار حضوري مردم با رئيس جمهور در اين سفرها از جهت ايجاد وحدت ملي بسيار حائز اهميت است، كه در اين زمينه مي‏توان گفت دولت موفقيت بزرگي رانصيب خود کرده است. با ارتباط نزديك دولت و ملت، مردم به صحنه قدرت، اقتدار نظام وارد مي شوند وتوان عظيم و شگفت انگيز اراده مردم آشکار مي شود. بي شك يکي از دستاوردهاي مهم نظام اسلامي، ظهور و بروز قدرت ارادة مردم است امروز تنها قدرتي که مي تواند برقدرت استکبار جهاني غلبه پيدا نمايد ، قدرت مردم است و اين همان قدرتي است که 27 سال است که نظام جمهوري اسلامي را در برابر تمامي توطئه هاي استکباري حفظ نموده و سير تعالي، رشد و پيشرفت را براي آن تضمين کرده است. حقيقت اين است که هيچ قدرتي توان مقابله با اراده مردم را ندارد.

 هر چند اين سفرها فشار بسيار زيادي را بر رييس‌جمهور و هم بر كليه هيئت همراه اعم از اعضاي هيات دولت، مديران دولتي، خبرنگاران و سايرين وارد مي كند، اما در كنار آن همگان را به اين باور رسانده است كه اين سفرها با همه كمي و كاستي‌هاي آن، دستاوردهايي بزرگي داشته و شائبه هزينه‌دار بودن و سنگين‌تر بودن كفه ترازوي هزينه‌ها نسبت به دستاوردها را كاملا از ميان مي‌برد.

 و –پيشنهادهايي براي آينده

 با توجه به بيان ديدگاههاي منتقدين و اقدامات صورت گرفته براي دور دوم سفرهاي استاني پيشنهادهاي زير ارائه مي گردد:

 1- تشكيل يك تيم بسيار قوي رسانه اي جهت ارائه كامل و جامع اين سفرها است. در خصوص نحوه شكل گيري مصوبات، فرايند سفر و بازديدها و ملاقاتهاي رئيس جمهور و هيات همراه، جلسات متعدد در شهرها و استانها و تعيين اعتبارات لازم و پيگيري و روند اجرايي مصوبات نياز به اطلاع رساني بيشتر است. علاوه براين پيشنهاد مي شود سايت و خبرنامه ويژه اي براي سفرهاي استاني تهيه شود.

 2- حقيقتاً حوادث و رويدادهاي بوقوع پيوسته در اين سفرها بستر مناسب را جهت توليد خبرهاي داغ و جذاب، فيلمهاي ديدني، داستانهاي زيبا و غيره را فراهم كرده است. بنابراين اصحاب رسانه و راديو وتلويزيون و سينما، نويسندگان وتهيه كنندگان اين فرصت را غنيمت شمرده و اقدام به ساخت و تهيه محصولات نو و بديع نمايند.

 3- در همه برنامه ریزیها و شكل گيري مصوبات، در نظر گرفتن سند چشم انداز بیست ساله، برنامه پنجساله و بودجه و اعتبارات سالانه ضروری است. برای ماندگاری و پایداری برنامه ها و فعالیتها، باید کار کارشناسیِ عمیق، دقیق، همه جانبه و متبحرانه برروی آنها صورت گیرد.

 4- همانگونه كه رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند مسئولان اجرایی اعم از استانداران، فرمانداران و مدیران بخشهای گوناگون باید اجرای مصوبات را به طور جدی پیگیری کنند و اگر دولت در جایی احساس کند برخی مصوبات اجرا شدنی نیست، به صراحت به مردم اعلام کند و دلایل آن بیان شود تا امید مردم به صداقت، پشتکار و توانایی مسئولان متزلزل نشود.

 5-  تعامل بيشتربا نخبگان بويژه دانشگاهيان و تشكيل جلسات خاص با اعضاي هيات علمي و دانشجويان دانشگاه و طرح مسائل و مشكلات و درخواست راهكار از آنها تا جنبه ها علمي و کارشناسی برنامه ها، فعالیتها و مصوبات تقويت شود.

 6- براي اجراي كامل و جامع اهداف اين سفرها بهتر است از نيروها و مديران آماده، همراه وبا انرژي استفاده شود.

 7- مديران استانها بايستي از تشریفات زائد و تبليغ و نصب عكس و پلاكارد زياد جلوگيري نمايند.

 8- كنفرانسها، نشستها و گردهمايي اجرايي و علمي با حضور هيات دولت و مسئولين و نمايندگان و مديران استانها و تعدادي از صاحبنظران براي بررسي موانع و مشكلات و آسيب شناسي سفرهاي استاني و ارزيابي از مصوبات و عملكردهاي سفرهاي دور اول برگزارشود.

 9- اساتيد، متخصصين و دانشمندان رشته هاي مديريت، جامعه شناس و علوم سياسي و ... فرصت را غنيمت شمرده و جوانب مختلف اين سفرها را مورد مطالعه علمي قرارداده و بعنوان يك مديريت ايراني – اسلامي و ايده نسبتاٌ جديد به دنيا عرضه كنند. همانگونه كه در اخبار آمده است كه اخيراً رئيس جمهور فرانسه از اين شيوه مديريتي الگو برداري نموده است.

 10- با برنامه ريزي و زمان بندي دقيق سفرها، از تاخيرهاي زياد در اجراي برنامه هاي مورد نظر بويژه ملاقاتها مردمي  جلوگيري شود.

به نظرشما این سفرها فایده ای دارند؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:23  توسط سعید  | 

ماندگار

عکسهایی از خاکسپاری پدر دکتر احمدی نژاد بدست رئیس جمهور

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 7:58  توسط سعید  | 

تنبيه خدا

خدادراين نزديكي است

در قصه ای قدیمی حکایت میکنند که وقتی روزی روزگاری در سرزمینی دور،مردم گناهان بسیار می کردند.خداوند بر آن شد تا تنبیهی سخت بر آنها مقرر فرماید.
تنبیهی سخت تر از آتش و سیل و زلزله و قحطی و بیماری،تنبیهی که نسل ها را سوزننده تر از آتش بسوزاند،بی آنکه کسی ببیندش یا بر آن واقف شود
.
پس خداوند دو کلمه (دوستت دارم)را از ذهن و قلب مردم پاک کرد چنان که از روز ازل آن کلمات را نه شنیده و نه گفته و نه احساس کرده باشند
.
ابتدا همه چیز عادی و زندگی به روال همیشگی خود در گذر بود. اما بلا کم کم رخ نمود. زمانی که مادری می خواست عشقی بی غش تقدیم فرزند کند،هنگامی که دو دلداده می خواستند کلام آخر را بگویند و خود را یکباره به دیگری واگذارند،آنگاه که انسانها،دو همسایه،دو برادر،دو دوست در سینه چیزی گرم و صادقانه احساس می کردند که آن را نثار دیگری کنند،زبانها بسته بود و چشم ها منتظر و آن کلامی که پاسخگوی همه این نیازها بود،از دهان کسی بیرون نمی آمد و تشنگی ها سیراب نمی شد،و بعد
.....
کم کم سینه ها سرد شد،روابط گسست و ملال و بی تفاوتی جایگیر شد.دیگرکسی حرفی برای گفتن به دیگری نداشت .آدم ها در خود فسردند و در تنهایی بی وقفه از خود پرسیدند
:
چه شد که ما به این جا رسیدیم،کدام نعمت از میان ما رخت بر بسته؟و اندوه امانشان را برید.خداوند دلش بر این قوم،که مفلوک تر از همه اقوام جهان شده بودند،سوخت و دو کلمه (دوستت دارم)را به ذهن و قلب آنها باز گرداند ...خدا را شکر که ما هنوز می توانیم به یکدیگر بگوییم: 

* دوستت دارم *                    

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:39  توسط سعید  | 

حكومت مهرورز

حکومت مهر ورز :خانواده ای در پیاده رو

  اعوذب ا... من نفسی

خدا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونی یافته اند از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟
سوره نحل

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:22  توسط سعید  | 

تكراري ترين حرفها...

تکرار و باز هم تکرار از سوی دولت مردم فریب نهم

من که هرچی فکر کردم به هیچ نتیجه منطقی نرسیدم اصلا مگه کار و حرف غیر منطقی میتونه نتایج منطقی در پی داشته باشه؟؟؟؟

آره!هیچ خبری نیست.اصلا چرا باید خبری باشه؟به طرف میگن فلان جا تحقیرت کردن بهت توهین شد میگه نه!!!!میگن آقای فلانی ما رو راه ندادن میگه نه دیر رسیدین تموم شده بود!!!!میگن آقا ما گرسنه ایم میگه نه اینا همش توهمه!!!!

یعنی واقعا میشه یه نفر انقدر دروغگو باشه؟؟؟؟؟یه بنده خدایی نوشته بود احمدی نژاد معجزه هزاره سوم.همه بهش توپیدن.....راستش یه کم که دقت کنی میبینی طرف تازه در توصیف کوتاهی هم کرده.اینی که من دارم میبینم تو همه تاریخ بی نظیره.....بابا طرف زل میزنه تو چشامون با وقاحت میگه شما نمیفهمین دارین دروغ میگین و .......

شایدم ایراد از ماس!!!!!اصلا کی گفته ما حقی داریم؟؟؟؟همین که داریم نفس میکشیم کافیه(البته اینم پولشو دو برابر داریم میدیم)!!!!!!کی گفته مسئول باید جواب بده؟؟؟

بابا خداییش این یکی نوبره!روزای اول رو به امید آینده تحمل کردیم اینم آینده......یعنی خدا وکیلی بخوای حساب کنی ایراد از ما هم نبود یه کم ساده انگار بودیم فکر میکردیم اگه مسئولی فقط یه کم به فکر مردم باشه میشه بهش امیدوار بود غافل از اینکه بعضی ها به فکر همه چیز هستم الا مردم.....

دیگه جای هیچ توجیهی نیست........اوضاع خیلی خرابه

پ ن۱:گاهی فکر میکنم کاش اصلا اسم مسلمون رومون نبود تا یه عده ای بخوان به اسم اسلام مقدس بهمون ظلم کنن...

اينا فقط يه خورده ازورق پاره هاي ذهن من بود نظربديد تاببينم اوضاع ذهن شماچطوره ؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:18  توسط سعید  | 

حكومت احمدي نژادي

بحث شیرین بودجه
 

تو این اوضاع قمر در عقرب عزل و نصب مسئولین که تعدادشون کم هم نیست رسیدگی کردن به بحث بودجه توانایی زیادی میخواد که البته دولت نهم بارها نشون داده قادر به انجامش نیست.شاید با خودتون بگید اصلا اینا چه ربطی به هم دارن؟؟؟یا شاید به ظاهر خیلی از اتفاقات جزء امور جاری مملکت باشن ولی حتما تصدیق میفرمایید که این دوره دوره بی لیاقتیست.

به نظر من بیایید از همین حالا خودمون رو واسه یه تعجب بزرگ آماده کنیم.بیایید قبول بکنیم دولت ما هیچ تخصص و درایتی در امور اقتصادی نداره....من واسه خودتون میگم بیایید خودتون رو به فراموشی بزنید چون ظاهرا افزایش بی سابقه قیمت نفت قرار نیست در وضعیت ما تغییر ایجاد کنه.

چند وقت پیش رئیس جمهور در کمال آرامش در یک مصاحبه تلویزیونی از مردم درخواست کمک کرد.گفت حالا که نفت گرون شده نظر بدید که پولش رو کجا هزینه کنیم؟؟؟درست فردای همون روز عده ای از اقتصددانان و کارشناسان نفت در نامه ای به رئیس جمهور خواستار کاهش تولید نفت شدند که به نظر بنده حقیر هم منطقی به نظر میرسید البته کارشناسان فکر علمی کردند و من فکر احساسی.خوب عقل و احساسم میگه وقتی قراره پول نفت ما به باد بره اصلا چرا تولید کنیم بهتره اول فکر هزینه کردنش رو بکنیم بعد به تولید بپردازیم.

به حول قوه الهی دولت نهم ثابت کرده در به باد دادن سرمایه های ملی اعم از مادی و معنوی تخصص ویژه ای داره به خاطر همین اصلا انگار نه انگار......

تا امروز که رسیدیم به بودجه سال۸۷.سال گذشته در حالی که نفت ما به قیمت ۶۰ دلار فروخته میشد قیمت نفت در بودجه ۳۳ دلار محاسبه شده بود که با توجه به نوع بودجه نگارش مورد انتقاد خیلی از کارشناسان بود البته دولت با ارائه متمم بودجه و رساندن قیمت نفت به ۵۵ دلار در آن عملا فریاد به کفایتی خود رو سر داد و همه رو بهت زده کرد.ذخیره ارزی هم که کشک.اما امسال نفت ایران به قیمت هر بشکه ۸۴ دلار داره به فروش میرسه و دولت اعلام کرده قیمت پایه نفت در بودجه ۵۵ دلار خواهد بود و اگر مانند سال گذشته متممی به آن افزوده شود به همان ۸۰ دلار خواهد رسید و باز هم ذخیره ارزی کشک.....

دو حالت داره یا طی سال ۸۷ ما همان پروسه درد آور ۸۶ را طی خواهیم کرد و در یک دور باطل به جای اولمان برمیگردیم یا اینکه پس از یکسال مملکتمان گلستان میشود.شاید بپرسید چرا باید ایران گلستان بشه؟؟؟با یه نگاه غیر کارشناسی مشخصه که بدون در نظر گرفتن افزایش ۱۵ درصدی تولید نفت بودجه جاری ما دو برابر شده پس عملا هیچ جای گله ای باقی نمونه و در غیر این صورت وامصیبتا......

پ ن۱)اگر سال آینده رئیس دانشگاه تهران گفت به علت کمبود بودجه از دادن ناهار معذوریم تعجب نکنید.

پ ن۲)جا داره از همه دوستان عزیز بابت تاخیر عذرخواهی کنم

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:15  توسط سعید  |