خدايا..خيلي ممنونتم...خداياازاين كه مراياري كردي كه ازدايره اين تكرار هميشگي ودرد آور رهايي يابم ممنونتم..
خداياتومهرباني....خدايا توخيلي خيلي مهرباني..چون من بنده گنهكاررابازدوباره به درگاه خودت راه دادي ..
خدايا..اگه ما آدمها مي دانستيم كه چه خداياي مهرباني داريم هيچ وقت خودرابه گناه آلوده نمي كرديم..اگه ما مي دانستيم كه خدا چه قدربزرگ وبخشنده است هرگزبه كس ديگرجزاو رجوع نمي كرديم وهرگزحاضرنمي شديم كه حتي براي لحظه ايي اوراازخودمان ناراحت كنيم وبه رنجانيم..
خدايا..من خيلي خوشحالم كه توانستم ديدم رانسبت به زندگي .هرآنچه كه اطرافم هست عوض كنم..
خدايامن اكنون فهميدم كه اين تكراربه ظاهررنج آوروكسل كننده چه قدر شيرين ودوست داشتي است...
خدايا من تازه جالا فهميدم كه كه زندگي با همه سختي هايش چه قدرزيباست...
خدايا من همه اين ها را مديون تو هستم...خدايا من هرچه دارم همه ازسر لطف توست.من كه به خودي خود ارزش .مقامي ندارم.ارزش ومقام من به خاطر بندگي توست..
خدايا..بازهم مي گويم كه ازت ممنونم...
خدايا خيلي مهرباني...خدايا اين را بدان كه هميشه دوستت دارم
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 20:57 توسط سعید
|